• وبلاگ : پندار نيک
  • يادداشت : تولد يک سالگي و خداحافظي موقت
  • نظرات : 3 خصوصي ، 52 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     <      1   2   3   4      >
     


    با سلام و عرض ادب

    ماهي به بار سري بزني و اپ کني بهتره تا اينکه به کلي بزاري کنار

    در هر صورت هر جاي دنيا هستي خدا کنه هميشه سالم و شاد باشي

    پاسخ

    من هم عرض احترام دارم و... يک شوخي! مگه اعتياده که ميگيد بزارم کنار!!! اما خب "من يک مسافر هستم!" و دوست دارم يکدفعه بزارم کنار!
    براي شما آرزوي توفيق روزافزون دارم،شاد باشيد.

    به روزم

    بايه مطلب خيلي خيلي مهم

    پاسخ

    بله،خواندم


    اي کوه تو فرياد من امروز شنيدي ×× درديست در اين سينه که همزاد جهان است.

    سلام دوست عزيز [گل]
    با شعر عقاب و فائده ونفيسه و نرم و سخت آپم . با حضور ارزشمند خود کلبه دلشدگان را پر شور فرمائيد. با سپاس
    [گل]

    پاسخ

    چشم

    اميدوارم خداحافظيت زياد طول نکشد و دوباره وبلاگت را به روز کني .اما هر جا که هستي موفق باشي.
    پاسخ

    ممنون از لطف شما، من هم برايتان آرزوي توفيق روزافزون دارم.
    سلام ميثم جان کجا ميخواي بري تازه با نوشته هايه زيبات دلگرم و وابسته شده بوديم؟
    پاسخ

    سلام پارساي عزيز، پندار نيک شما سبب بود تا سياه مشق هاي من زيبا جلوه کند. هميشه به يادتان هستم
    بادرود به دوست اهورايي من
    اول اينکه خسته نباشيدبه خاطر پستهاي بي نظيرتون
    من خيلي دلم براي نوشته هاتون تنگ ميشه راستي نريد حاجي حاجي مکه من هميشه بهتون سر ميزنم شماهم بياين خيلي خوشحال ميشم
    در آخر از خداحافظي خوشم نمياد..
    به اميدقدرت روز افزون و برگشت شما البته با قدرت دوچندان
    بدرود تادرودي ديگر
    پاسخ

    سلام، من هم دلم براي شما و حرفهايي از جنس ميهن اهورايي تنگ ميشه اما رفتن هميشه ناگزير است، اميدوارم ايران عزيز و هم ميهنان اهورايي همواره و در همه ي عرصه ها قدرتمند باشند. تا درودي ديگر بدرود
    باز پاييز است ؛
    اندكي از مهر پيداست ؛
    حتي در اين دوران بي مهري هم پاييز زيباست ؛
    مهرتان افزون ؛
    پاييزتان مبارك .

    پاسخ

    شُکر پاييز به جاست! واي بر حالي که زمستان برپاست، سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت،سرها در گريبان است...

    اميد وارم هر جا كه هستي موفق باشي و اهورا نگهدار تو

    بيا بازم


    پاسخ

    در پناه يزدان
    + ش 

    با سلام و سپاس

    شفيعي مطهر= مدارا

    پاسخ

    درود
    سلام . گاهي ننوشتن از نوشتن بهتره و براي شما نوشتن بهتره تا ننوشتن. و اين موقت گفتنتون به احترام مخاطبتون دلگرم کننده است.
    پاسخ

    سلام محمد حسين عزيز،لطف بي اندازه اي که شما و ديگر دوستان فضاي مجازي نسبت به من داشتيد رو هيچ وقت فراموش نمي کنم. ممنونم از اينکه شما مخاطبان محترم هم اين احترام رو براي تصميم من در مورد ننوشتنم قائل هستيد.

    سلام دوست عزيز

    رسالت پيام رساني ديني وهدايت جامعه به قدري مشكل است كه صبروحوصله اي وافر رامي طلبد آنهم درمقابل تلاش دشمنان دين واخلاق كه چگونه مذبوحانه تلاش مي كنند جوانان عزيز مارابه انحراف بكشانند واين مسئوليت ماراسخت ترمي كند

    اميدوارم درتصميم خود تجديد نظركنيد وبه جمع وبلاگ نويسان مذهبي بازگرديد

    التماس دعا


    پاسخ

    سلام بهروز عزيز، قبول دارم که من و شما نسبت به مليت،دين و اخلاق مسئول هستيم ولي نسبت به خود و آينده هم مسئوليم،آيا نمي بينيد آنهايي که به راحتي مي توانند در ارتقاي فرهنگي جامعه و در سطوحي بسيار فراتر از يک وبلاگ، موثر باشند تنها تحجر توليد مي کنند!
    آيا وظيفه من و شما جز اين است که در توان و بضاعت خود فعاليت کنيم و از رحمانيت دين و از تمدن غني ايراني سخن بگوييم؟
    به نظر من سرمايه ي عمر آدمي که هديه ي الهي است خيلي ارزشمندتر از اين است که ما به دشمن تراشي براي خود بپردازيم.
    اميدوارم دست تواناي خداوند قادر را در تمام لحظات عمرمان حس کنيم و به ياد داشته باشيم که "من و شما پيغمبر جماعت نيستيم! "
    ايزد يکتا يار و ياورتان


    سلام
    انشالله هر جا هستين و به هر کاري مشغولين يادتون نره خدايي هم هست که دل داره و با کارامون نشکونيم اين دل باارزشو.
    به اميد ظهور.
    ياحق.

    پاسخ

    خداوند ناظر بر اعمال ماست...
    "روز او و روزي عاشق هم او
    دل همو دلسوزي عاشق هم او"
    تا ظهور منجي...

    سلام عزيز

    اميدورام زودتر برگزدي

    فعلا يا علي موفق باشي خداحافظ

    اومدي خبر بده

    پاسخ

    يا علي
    سلام دوستان عزيز
    از آنجايي که اکثر شما در کامنتهاي ارسالي خداحافظي من از وبلاگ نويسي رو غير منتظره خوانديد لذا توضيحاتي را خدمتتان عرض ميکنم:
    زماني که اين وبلاگ رو ايجاد کردم قصد داشتم از سر دلسوزي دغدغه هايم را بيان کنم ولي آنچه کم کم متوجه شدم شکل گيري يک روحيه جديد در خودم بود به طوري که نسبت به مسائل پيرامون بسيار حساس شده بودم. اين وضع ادامه داشت و تنها ظهور يک انديشه ي نو مي توانست اين رويه را تغيير دهد ...در نهايت اين انديشه ظهور کرد، براي توضيح بيشتر شرح حکايتي را لازم مي دانم...
    گويند روزي هارون الرشيد به مناجات ايستاده بود و براي بارش باران دعا مي کرد،"بهلول" آن صحنه را ديد و عبور کرد...روزي ديگر بهلول به يک باغ رسيد، نزد باغبان رفت و رو به او گفت:برو باغ را آب بده! باغبان با تعجب پرسيد:"براي چه؟ بهلول گفت:چون من به تو مي گويم!باغبان گفت:الآن ظهر است و آب سريعا تبخير مي شود،"من صاحب باغ هستم و بهتر مي دانم که چه زماني باغ را آب بدهم". بهلول در جواب باغبان گفت: پس برو به هارون الرشيد بگو "دنيا هم باغبان خود را دارد و تو نبايد دخالت کني!"
    آري بسياري از دلسوزي ها و دغدغه ها ضروري نيست و نبايد خود را پرتوي نور پنداشت و خالق هستي خود دلسوزترين دلسوز براي مخلوقات است.
    به قول مولانا:
    "شمعي است برافروخته وز عرش گذشته
    پروانه ي او سينه ي دلهاي فلاحي"
    پندار نيک به جهت اين تغيير رويه متوقف شد!
    سلام دوست عزيزم .
    وبلاگ خوبي داريد . من هم وبلاگ شما رو دوست دارم .
    قول بده بعدا هم با نوشته هات ما رو خوشحال کني. و براي هميشه نري. باشه ؟
    قربونت باي

    پاسخ

    قول سختيه اما با توکل به خدا به طلوعي نو اميدوارم...
     <      1   2   3   4      >